محمد قلاون‌، فرمان‌رواي مصر و شام (1293 ـ 1294م‌/ 693 ـ 694 ه ق‌؛ 1298 ـ 1308 م‌/ 698 ـ 708 ه ق‌؛ 1309 ـ 1340م‌/ 709 ـ 741 ه ق‌)1 برآمد.
درباره‌ٴ زندگي او هيچ نمي‌دانيم جز اين كه پدرش بدرالدين‌، دام‌پزشك معروفي بود و او پا جاي پدر گذاشته بود. احتمال دارد كه هردو در خدمت سلطان بوده‌اند و اين به آنان فرصت كسب‌ تجارب زيادي را داده باشد.2
ابن منذر رساله‌ٴ مفصلي در اسب‌شناسي ومعالجه‌ٴ اسبان نوشت‌، به نام كاشف (يا كشف‌) الويل في معرفة امراض الخيل يا هم‌چنين كامل الصناعتين البيطره و الزرطقه‌،3 ولي معمولاً آن را به‌ اختصار كتاب الناصري (به‌نام سلطان ناصر كه به او كتاب را اهدا كرده است‌) مي‌نامند.
اين كتاب منظم‌ترين و كامل‌ترين اثر در هر دو زمينه‌ٴ اسب‌شناسي و اسب‌پزشكي است كه در سده‌هاي ميانه نوشته شده است‌. مآخذ آن يوناني (به‌طور غيرمستقيم‌) و عربي است‌. موٴلف از هرمس‌، بقراط، ارسطو، جالينوس‌، ابويوسف (؟)، و محمد بن اخي حزام جَبَلي (از او در مورد اخته‌ كردن نقل قول كرده است كه در اواسط سده‌ٴ نهم مي‌زيسته‌)، نام برده است‌. ابن منذر احتمالاً با كتاب‌هاي‌ عربي در اين زمينه آشنايي داشته‌، ولي بيشتر به تجارب وسيع خودش و پدرش اتكا كرده است‌.
كتاب الناصري در نه مقاله است‌، كه چهار مقاله‌ٴ اول راجع به اسب‌شناسي و بقيه درباره‌ٴ پزشكي بحث مي‌كند. سعي خواهم كرد تصويري از محتواي آن عرض كنم‌، ولي كتاب چنان‌ غني و داراي تنوع است كه گزارش من ناگزير بسيار ناقص خواهد بود.
1. (20 فصل‌). جهاد، نژادهاي مختلف اسبان‌، مشابهت‌ها و اختلاف‌ها ميان اسب و انسان‌، زاد و ولد اسب‌، عمر و دندان آن‌، رگ‌هاي آن و خون گرفتن‌، استخوان‌بندي‌، مفاصل‌، تناسب‌ اعضا، تغذيه و مراقبت‌، زين و يراق‌، نشان‌ها و علايم طبيعي‌روي پوست‌، اسب ساق سفيد، رفتار اسب و داغ زدن‌.
2. (10 فصل‌). رنگ‌هاي مختلف اسب و نام آنها. رنگ‌هاي مختلف استر و خر.
3. (10 فصل‌). نگه‌داري اسبان ذخيره براي جنگ‌؛ اسباني كه نبايد براي جنگ ذخيره كرد؛


1. او در ذي‌قعده‌ٴ 684 ه ق زاده شد و در خردسالي به حكومت رسيد. از اين رو بايد تصور كرد كه خدمت ابن منذر در دستگاه او در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1298 ـ 1340 بوده است‌، كه مي‌توان آن را آغاز سده‌ٴ چهاردهم خواند. آن سلطان ساختمان بيمارستان بزرگي را كه پدرش آغاز كرده بود به انجام راند. او باني و موٴسس‌ بزرگي بود و به اسب علاقه‌ٴ بسيار داشت‌، در مورد بيمارستان منصوري نك مقدمه 2، 1063.
2. براي مردم عصر ما مجسم كردن اسطبل‌هاي شاهان قديم‌، به‌ويژه در سرزمين‌هاي اسلامي‌، دشوار است‌. چند سال پيش اسطبل‌هاي قديم مِكنه را در مراكش ديدم كه براي مولاي اسماعيل (سلطان مراكش 1672 ـ 1727) ساخته شده بود و گفته شد كه در آنها 12000 اسب نگه‌داري مي‌شد! بقاياي آن بناها چنان مفصل است (و هوا چنان گرم بود) كه با تاكسي از ميان آنها گذشتم‌.
3. براساس نسخه‌ٴ گوتا زرطقه‌، كه معني‌اش را نمي‌فهمم واحتمالاً همان زرطفة به‌معني فن تربيت اسب است‌. ريشه‌ٴ واژه معلوم نيست‌.